هم سن خانم رقیه (ص) است ،اول صبح كه از سفر برگشته بودم ، آمد كنارم و با شوق گفت :ببين دايي لباس امام حسين پوشيدم ،ديگه حرفهاي خوب مي زنم ،كارهاي بد نمي كنم ،...
خاك بر سر من ...
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 7:22 PM توسط یوسف
|
آنچه را معتقدم
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی **** بسي تجربه كرديم در اين دير مكافات با دردكشان هر كه در افتاد بر افتاد
ياد نگاشت مناسبتها
كجايند عمارها؟ كجايند پيمان بسته ها؟ كه علي زمان را ياوري كنند .در اين ايام فتنه كه جز با بصيرت و صبر چهره نفاق جديد شناخته نمي شود ،