تبليغاتX
بهتر ببین
آنچه ذهنم را بازي مي دهد
نفاق

حـضرت صادق ، سلام الله عليه ، فرمود: كسى كه ديدار كند مسلمانان را به دو رو و دو زبان ، بيايد روز قيامت و حال اينكه از براى اوست دو زبان آتشى .
شـرح مـعـنـى دورويـى بـيـن مـسـلمـانـان آن اسـت كـه انـسـان ظـاهـر حال و صورت ظاهرش را به آنها طورى نمايش ‍ دهد كه باطن قلب و سريره اش به خلاف اوسـت . مـثـلا در ظـاهـر نـمـايـش دهـد كـه من از اهل مودت و محبت شما هستم و با شما صميميت و خـلوص دارم ، و در بـاطـن به خلاف آن باشد، و در نزد آنها معامله دوستى و محبت كند، و در غياب آنها غير آن باشد.
و مـعنى دو زبانى آن است كه با هر كس ملاقات كند از او تعريف كند و مدح نمايد يا اظهار دوستى و چاپلوسى كند، و در غياب او به تكذيب او و غيبتش قيام كند.
بـنـابـرايـن تـفـسـير، صفت اول نفاق عملى است ، و صفت دوم نفاق قولى است . و شايد كه حـديـث شـريف اشاره باشد به صفت زشت نفاق ، و چون اين دو صفت از اظهر صفات و اخص خـواص مـنـافـقـان اسـت ، بـه ذكـر آنـهـا بـالخـصـوص ‍ پـرداخـتـه . و نـفـاق يـكـى از رذايـل نـفـسانيه و ملكات خبيثه است كه اينها آثار آن است ، و از براى آن درجات و مراتبى است . و ما انشاءالله در ضمن چند فصل به ذكر مراتب و مفاسد آن و علاج آن به قدر مقدور مى پردازيم .
فصل ، در بيان مراتب نفاق است
بدان كه از براى نفاق و دورويى ، مثل ساير اوصاف و ملكات خبيثه يا شريفه ، درجات و مراتبى است در جانب شدت و ضعف . هر يك از اوصاف رذيله را كه انسان در صدد علاج آن بـرنـيـايـد و پـيـروى از آن نـمـايـد، رو بـه اشـتـداد گـذارد. و مـراتـب شـدت رذايـل چـون شـدت فـضـايـل غـيـر مـتـنـاهـى اسـت . انـسـان اگـر نـفـس امـاره را بـه حـال خـود واگذار كند، به واسطه تمايل ذاتى آن به فساد و ناملايمات عاجله نفسانيه و مـسـاعـدت شـيـطـان و وسـواس خـنـاس مـيـل بـه فـسـاد كـنـد، و رذايـل آن در هـر روز رو به اشتداد و زيادت گذارد تا آنجا رسد كه آن رذيله اى كه از آن پيروى كرده صورت جوهريه نفس و فصل اخير آن گردد و تمام مملكت ظاهر و باطن در حكم آن در آيد.
پـس ، اگر آن رذيله رذيله شيطانيه باشد، همچون نفاق و دورويى كه از خواص آن ملعون اسـت ـ چـنـانـچـه قرآن شريف از آن خبر داده بقوله : و قاسمعما انى لكما لمن الناصحين . قـسـم خـورد از بـراى حضرت آدم و حوا، سلام الله عليهما، كه من از پند دهندگان شما هستم . با آنكه به خلاف آن بود ـ مملكت تسليم شيطان شود، و صورت اخيره نفس و باطن ذات و جوهر آن صورت شيطان گردد، و صورت ظاهر آن نيز در آن دنيا مـمـكـن اسـت صـورت شـيـطـان بـاشـد، گـرچـه در ايـن جـا بـه صـورت و شكل انسانى است .
پـس ، اگـر انـسـان از ايـن صفت جلوگيرى نكند و نفس را سرخود كند، به اندك زمان چنان مـهـار گـسيخته شود كه تمام همت و همش را مصروف اين رذيله كند، و با هر كس ملاقات كند بـا دورويـى و دو زبـانى ملاقات كند، و خلط و آميزش با كسى نكند جز آنكه آلوده باشد بـه كـدورت دورنـگـى و نـفاق ، و جز منافع شخصى و خودخواهى و خودپرستى چيزى در نظرش نباشد، و صداقت و صميميت و همت و مردانگى را بكلى زير پا نهد و در تمام كارها و حـركـات و سـكـنـات دو رنـگـى را بـه كـار برد، و از هيچ گونه فساد و قباحت و وقاحت پرهيز نكند. چنين شخصى از زمره بشريت و انسانيت دور و با شياطين محشور است .

------------------------------
و اکنون چند وقتی است که با عده ای از این جماعت در محل کار در مبارزه ام...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 11:58 PM  توسط یوسف  |