|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
هر روز و شب بدنبال این هستیم که ببینیم: ارزش ملک و مستغلات ما چقدر بالا و پائین شده؟ ارزش ماشین ما امروز چقدره؟ طلا و جواهر چقدر بالا و پائین داره؟ سهام ما در فلان شرکت چقدر سود و زیان داشته؟ ... با دارائی و موقعیت پدر به همه فخر بفروشیم... ولی یه دفعه آمدیم که: ارزش خودمون رو تو این دنیا بسنجیم؟ بدونیم این مال و مکنت در ظاهر مال من ،اگه نبود كسي به ما محل مي زاشت؟ به جز مال و مكنت و مقام چي داريم كه تو اين دار دنيا ،مردم ما را با آن بشناسند؟
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
چند وقتی هست به جهت گرفتاریهای زیادی که دارم نتونستم مطلبی رو که دوست دارم بنویسم .چند وقتی هست که این دو غزل رو خیلی با خودم زمزمه می کنم و از آنها بهره ها بردم ،دوست داشتم شما دوستان هم از آنها بی نصیب نباشید. سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگم پریشانی خویشم در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم لب باز نکردم به خروشی و فغانی من محرم راز دل طوفانی خویشم یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم از شوق شکرخند لبش جان نسپردم شرمنده جانان زگرانجامی خویشم بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم سید علی خامنه ای ----------------------------------------------------------------------------------
|
||||||||||||||||||||||||