تبليغاتX
بهتر ببین
آنچه ذهنم را بازي مي دهد
مادر مادر مادر
می خواهم مدحت بگویم ولی واژه ها ،خودی نشان نمی دهند .
می خواهم وصفت را بیان کنم ،حتی خیال رها شده ام خود را محدود می بیند.
می خواهم با جمله ای کوتاه ،همیشه تو را بیاد آورم ،اما هیچ فعلی برای جمله ام نمی بابم .
می خواهم کلمه ای بگویم ،قلبم دمادم می گوید :مادر مادر مادر

مادر ،شنیده ام ،در کودکیم چه مرواریدهائی بر بستر بیماریم از چشمانت تراوش نموده ،مادر ،خداوند مرا با اشکهایی که بر روی گونه هایم ریخته ای شفا می داد.
مادر چه صبح هائی خورشید سرخی خود را از سرخی چشمانت عاریه می گرفت.
مادر آهنگ خواب من لالائی تو بود و آهنگ خواب تو گریه من ...مادر تو چنان از محبت خودت بر وسعت قلبم افزودی که جز یاد خداوند آنرا سیراب نمی کند ...

مادر چند صباحی است که می بینم از جور مدعی دیگر غنچه بر لبانت شکوفه نمی دهد ،شادابی گلبرگهایت روز بروز به زردی رو نشان می دهد .لبخند هم با لبان من غریبی می کند ،دیگر تاب دیدن ندارم .اگر به مهربانی امرم نمی کردی ،اگر به محبت سفارشم نمی کردی ،چنان از آتش سینه ام نثارش می کردم که جز خاکستری از غرورش برای عبرت دیگران بر جا نماند ...اما امر تو فوران سینه ام را آرام می کند و جز این آرام بخشی نمی یابم...
مادرم ،هر چه گشتم دوائی برایت نیافتم ،روزگاری اشکهای تو شفابخش من بود ولی چه کنم که اشکهای ناپاک من شفا بخش درد تو نیست ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 8:56 PM  توسط یوسف  | 

هي درس بخون از اين كلاس به آن كلاس از اين پايه به آن پايه تحصيلي ،اين رشته و آن رشته ،اين دانشگاه و آن دانشگاه ،تلاش كن برا كارشناسي ،ارشد ،دكترا : خوب رسيدي ،آفرين خسته نباشي!

جناب مهندس ،جناب دكتر  از اين همه كتاب كه خوندي چي نصيبت شد ؟از اين همه كارگاه و آزمايشگاه كه رفتين چه چيزي آموختين ؟ببينم مي دونيد كاربرد اين همه علم تا چه وقتيه ؟

درمان جسم تا به كي ؟اين همه ابزار و تكنولوژي تا كدام مسير؟اين همه علم كه از كامپيوتر ،ماشين آلات ،هوا و فضا ،نيروگاه برق و اتم ،نفت و پتروشيمي آموختي تا چه وقت مركب تو هستند يا اينكه نه تو مركب آنها هستي .

علم هاي اهل دل حمالشان .... علم هاي اهل تن احمالشان

علم چون بر دل زند ياري شود .... علم چون بر تن زند باري شود

گفت ايزد يحمل اسفاره ....بار باشد علم كان نبود زهو

علم كان نبود زهو بي واسطه .... آن نپايد همچو رنگ ماشطه

هين مكش بهر هوي اين بار علم .... تا شوي راكب تو بر رهوار علم

از اين همه دانش محدود به اين دنيا چقدر براي توشه سفرت مي خواي ذخيره كني؟ چقدر برا كمك به خلق خدا استفاده كرديم و چقدر از آن برا خلق خدا فخر فروختيم ؟

آي مسافر چرا اينقدر آهسته !فراموش كردي!

"از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ... به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا ... یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم... رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک ... چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم"

برا اين جسم دنيا نياز هست كه علم دنيا را كسب و آن را به ديگران نيز آموخت ،براي طي كردن مسير زندگي بايد كار كرد تلاش كرد ابزار ساخت و از آن استفاده نمود .

اما نه اينكه اين ابزار و دانش بندي باشد بر پاي ما  تا نتوانيم اين مسير را به سلامت سپري كنيم.

پايان اين سفر ديگر جسمي نيست ،كه از اين ابزار و دانش براي راحتي او استفاده كنيم .ديگر كامپيوتر و ماشين و انرژي اتمي كاري براي ما نمي تواند انجام دهد.

و در پايان اين سفر يك علم به كار مي آيد. و آن جواب اين سوال است كه ؟

با آموختن اين همه دانش چقدر خودت را پيدا كرده اي؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 11:46 PM  توسط یوسف  | 

خداوند متعال انسان را نهایت کمال خود آفریده و در وجود هر دو جنس ظرافتها و توانائی هائی خاصی قرار داده است که برای رسیدن به قرب الهی می تواند راهگشای او باشد .در این بین زنان از ظرافتهای خاصی در وجود خود بهره مند هستند که مردان از این موهبتها کمتر نسیبی برده اند .در نوشتار کوتاه زیر به نمونه های از این موارد اشاره ای دارم :
1- جهاد اصغر در زن گریه و آه اوست .
باب جهاد اکبر در مردان و زنان مبارزه با نفس سرکش و طغیانگر است .برای مردان باب دیگری برای جهاد گشوده شده که است که زنان همپای مردان نمی توانند از آن استفاده کنند و آن جهاد در راه خدا با دشمنان دین و ملت است که جهاد اصغر نامیده می شود .در جهاد اصغر مردان با سلاح آهنین و جان خود در راه خدا جهاد می کنند و زنان از این امر بی بهره اند.و بدین علت خداوند با کرم خود باب جهاد اصغر در زنان را اشک و آه او در عبادت خداوند قرار داد.
2- محبت در زنان بیشتر از مردان است .
زنان از حس رافت و مهربانی و مهرورزی به مراتب بیشتر از مردان برخوردارند . غریضه مهرورزی در درجه اول برای عبادت خداوند متعال در این وجود قرار گرفته است .
3-عبادت در زنان با تمام وجود و جسم است.
در روایات متعدد آمده است که زنان در گفتن ذکر تسبحات حضرت زهرا (س) از بند انگشتان خود برای شمارش استفاده کنند ولی برای مردان این چنین موردی بیان نشده است .و این امر حکایت از آن دارد که خداوند متعال دوست دارد که زنان در هنگام عبادت او با تمام وجود به عبادت مشغول باشند.
4- زنان کمتر به گفتار و جسم مردان طمع می کنند.
زنان بر خلاف مردان به سخنان عشوه گرانه و حرکات تحریک آمیز توجه زیادی ندارند. و تا از همه لحاظ از مردان مطمئن نشوند به او دل نمی سپرند. و این خود یکی از مواردی است که زمینه گناه را در زنان کم می کند.
5- زنان زودتر در درگاه الهی پذیرفته می شوند .
در روایات متعدد از زنان به عنوان ریحانه (گل) نام برده شده است. آفریدگار هستی خوب می داند که برای حفاظت از این وجود چه زمانی او را بحضور بپذیرد و وجود او را از شر آفات ایمن نگه دارد .برای همین است که زنان 6 سال زودتر از مردان در محضر خداوند متعال سر به سجده آستان دوست می سایند.

اما:
چرا اکثریت از گریه برای رسیدن به اهداف دنیا استفاده می کنند.
چرا محبت را برای حب ابزار دنیا به کار می برند .
چرا ... چرا ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 6:2 AM  توسط یوسف  | 

نوشتن مطلب درباره کسی که از جنس زمینیان نبود برای من محال است .پس تنها اکتفا می کنم به سخن کسانی که مقام او را دریافتند و صاحب عزای شهادت مادر مان زهرا (س) هستند.

بخاری فقیه سنی از ابي وليد از ابن عيينه، از عمرو بن دينار، از ابن ابي مليكه از موربن مخرمه روايت شده است

كه رسول الله(ص) فرمود:
فاطمة بضعة منّي، من اغضبها فقد أغضبني
فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنكس او را غضبناك كند مرا خشمگين كرده است .
ذهبی یکی دیگر از فقهای سنی از زبان امام جعفر صادق (ع) حدیث بالائی را بگونه ای دیگر روایت کرده است .

إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.(مستدرك الحاكم، جلد 3، ص 154)
همان خداوند با خوشنودي فاطمه خشنود و با ناراحتي فاطمه ناراحت مي‌شود.

از این حدیث می توان مقام صدیقه طاهره (س) را درک کرد .این مقام تنها برای کسانی است که خشنودی و خشمشان در خشنودی و خشم خداوند فانی گردیده است و منشاء این حالات جز حق متعال نیست. (اراده فاطمه زهرا (س) در اراده خداوند فانی گردیده است).

سالهاست که فکر می کنیم حضرت را می شناسیم ،آری فقط می دانیم ،فرزند رسول خداست ،همسر علی (ع) امام اول و مادر حسن و حسین (ع) و زینب کبری(ص) است ،می دانیم که در وسط کوچه سیلی خورد ،...

امام جعفر صادق(ع) كسي است كه مي‌داند فاطمه كيست، ايشان مي‌فرمايند:
إنّما سمّيت فاطمة فاطمة لإنّ النّاس فطموا عن معرفتها.(تفسير فرات، ص 581.)
همانا فاطمه، فاطمه ناميده شد، چرا كه مردم از شناخت ايشان ناتوانند.
تا به حال فقط به این نکته رسیده ام : مادر جان این همه مصیبت را فقط به خاطر ولایت تحمل نمودند ،ولایتی که امروز در مهدی فاطمه جاری است ،همانا اوست که در این ایام در غم شهادت بی بی خون گریه می کند .
ولایتی که نائبی در بین زمینیان دارد .و اگر ما بدنبال معرفت در مراسم عزا هستیم. اولین نکته دفاع عاقلانه از مقام ولایت می باشد .

****************************************************************
خداوندا به من معرفتی ده که بر هیچ خودم مغرور نگردم
خود را فرشته ای پاک و دیگران را از جنود جهل ندانم
و دیگر آنکه در گوش من زمزمه کن : "تو هنوز انسان عاقل نیستی "

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 6:7 AM  توسط یوسف  |