|
|
|
|
|
رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص) فرمودند : لا تَسُبُّوا الدَّهرَ فَانَّ اللهَ هُوَ الدَّهرُ روزگار را دشنام مدهید که خدا همان روزگار است امام صادق (ع) فرمودند : همانا خدای عزوجل خوش ندارد که مردم در انجام حاجات به همدیگر اصرار کنند ولی برای خودش آن را دوست دارد ٬ خدای عزوجل دوست دارد که از او در خواست شود و آنچه نزد اوست خواهش شود. امام صادق (ع) : در هر امر کوچک و بزرگی بگویید بسم الله الرحمن الرحیم که مرضهای باطنی را پاک می کند و اعمال زشت را محو می کند و در روز قیامت وقتی نامه اعمال گنهکار را به دستش می دهند چون در دنیا به گفتن بسم الله الرحمن الرحیم عادت داشته ٬ آنجا همینکه با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم نامه را می گیرد ٬ تمام گناهان از نامه اعمالش محو می گردد. امام صادق (ع) فرمود : همانا مومن خدای عزوجل را درباره حاجت خود بخواند و خدای عزوجل فرماید : اجابت او را به تاخیر اندازید به خاطر شوقی که به آواز و دعای او دارم ٬ پس چون روز قیامت شود خدای کریم فرماید : ای بنده من ٬ تو مرا خواندی ( و دعا کردی) و من اجابت تو را پس انداختم ٬ اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان باشد و باز درباره فلان چیز و فلان چیز مرا خواندی (و دعا کردی) و من اجابت تو را به تاخیر انداختم و پاداش تو چنین و چنان است ٬ فرمود : پس مومن آرزو کند که کاش هیچ دعائی از او در دنیا اجابت نمی شد برای آچه ثواب و پاداش نیک که می بیند. ****************************************** عيد بر شما مبارك. |
||
|
|
|
|
|
از همه شنیدم ،همه جا خوندم رفاقتت از همه بهتره ،شنيده م اگه رفقات بد كنند تو بد نمي كني ،چون فقط كار تو خوبيه ،شنيدم آخر رفاقتي ،ايندفعه رو نمي دونم چرا ... من كه تا آنجائي ،تونستم رسم رفاقت رو بجا آوردم ،چكار كنم ديگه ا بيشتر از اين نتونستم ،سعيم بر اينه كه بهتر بشم ،مي خوام تو عالم رفاقت دست من رو هم بگيري ،ايندفعه رو نمي دونم چرا... بهت گفتم توشه راهم چيه ؟من مي تونم اين راه رو برم ؟... بهت تكيه كردم ،پشت و پناهم تو بودي ،به من گفتي بهت علم دادم ،به تو هنرش رو دادم ،بهت مكنتش رو دادم چرا تو اين راه قدمهات رو محكمتر بر نمي داري ،من هم قدمها م رو گذاشتم .نمي دونم چي شد كه داري رفاقتمون رو از ... گفتي صبر كن با خودم بالا مي برمت ،گفتم رو چشام ،صبر مي كنم همه زخم زبونها رو به جان خريدم ،مي دونستم كه تو اين راه خار زياده اما درد خار رو به دل و جان خريدم ،تا حالا درد زخم زبون رو چشيدي ؟اما نمي دونم چي شده كه تو نيمه راه داري منو ... من كه از رو نمي رم بازم در مي زنم ،خودت گفتي كه من مي خوام دوستاي نزديكم بيشتر در بزنند ،اينبار با سنگ مي زنم ،فكر كنم ضربان قلبم صداي كمي داره ،با اين كاري از پيش نمي برم! تو عالم رفاقت هم گاهي اوقات رفقا از هم خسته مي شن ،اما من از بس كه در زدم خسته شدم... اين رسمش نيست كه مهمان دعوت كني و بعد پشت در نگهش داري ،بعضي از مهمونات از همون ضربه اول به در خونت خسته مي شن و رها مي كنند ،اما من از اُنا نيستم ،اينو بدون كه من پاشنه در و از جا مي كنم... نمي دونم چرا بعضي از دوستات اينتوري خار به دل آدم مي زنند ،با اينكه دم از رفاقت تو مي زنند ،بابا صد رحمت به تو رفيق كه بعد چند وقت مرحمي به جاي خاري كه به دلم مي زني مي زاري ،هر چند مي دونم كه زهر خار تو براي من درمونه ،منو از خواب بيدار مي كنه ،اما زهر خار بعضي از دوستات منو از تو جدا مي كنه ،نمي دونم اين دفعه چي شده كه زهر اين يكي دوستت منو با تو بيشتر آشنا كرده... من كه سر قولم هستم و پاش هم ايستادم ،به دوستات بگو مگه نشنيدن تو هر راهي زخم زبون هائي هست ،آن كسي مي تونه راه رو تا آخر بره كه زخم زبونها رو تحمل كنه ... رفيق باز هم بهت سر مي زنم به همين زودي...
|
||