|
|
|
|
|
امروز روز عید است .
اما کدامین عید و برای چه کسانی؟ بزرگترين عيد خداوند روزي كه در آن حجت را بر بندگان تمام نمود ."روز ولايت" ،براي كساني كه دوستي علي (ع) را براي رضايت خداوند مي خواهند ،براي كساني كه سخن خداوند و خاتم انبياء او را بر هوا و هوس خود برتر مي دانند. در چنين روزي خداوند دين و نعمتش را با اين كلام تمام نمود: اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاسْلَـ'مَ دِينًا امروز دین شما را کامل کردم ، و نعمتم را بر شما تمام نمودم و راضي شدم كه اسلام دين شما باشد. اما مگر در اين روز خداوند چه مطلب جديدي از دين پيروان خاتم را عرضه كرد كه دين را با آن كامل نمود،مناسك حج كه تمام شده بود ،حكمي و تعليم شرعي و اخلاقي نيز بيان نشد... اما رسالت با محمد (ص) پایان می پذیرفت و خداوند دينش را به اسلام ختم مي كرد ،ولي دين محمد (ص) بدون " ولايت " معنا ندارد ، آري در چنين روزي دين و نعمت خداوند با ولايت علي (ع) و اولاد او كامل مي شد. آري ايمان به دين خدا تنها و تنها با ولايت كامل مي شد و خداوند در چنين روزي بزرگترين مهر و عطوفتش را بر بندگان نازل نمود. و خداوند در چنين روزي تنها با قبول ولايت از سوي بندگانش رضايت خود را بر قرار گرفتن اسلام به عنوان دين نهائي اعلام نمود ... و خوشا به حال كساني كه بر اين عهد گردن نهاده و در راه آن براستي مي كوشند . دعای ندبه چه خوب ولایت امیرالمومنین (ع) و اولادش را بیان می کند ... در اين ايام ولايت از ما چه مي خواهد؟ جز كسب معارف راستين دين ،كسب علم در راه خدا و بندگانش ، كوشش در راه ساختن دنيائي امن بدون هيچ دروغ و تزوير ،فقر ... و دعا براي تعجيل در ظهور ولي زمان .امروز ولي عصر ،امام زمان ،كسي كه در زمين برگي بدون اذن او نمي افتد "مهدي (عج) " خاتم الائمه است و نائب او در بین بندگان سيد علي خامنه اي است . *************************************** ۳۱ روز ديگر براي من عيد ديگري است. |
||
|
|
|
|
|
ظهر روز عرفه هست. اگه خدا بخواد بعد وقت اداري مي خوام برم مزار شهدا براي خوندن دعاي عرفه ،از اولين باري كه لذت اين دعا رو چشيدم چند سالي مي گذره... اين روز يه روزه خاصه ،روز شروع يه حركت يه انقلاب ،در چنين روزي امام آزاديخواهان به خاطر رساندن پيام حق به اذن خدا حج واجب را نيمه تمام رها كرد و به سوي ميعادگاه شتافت...
فردا هم روز عيد قربان هست. اين همه گفتيم و شنيديم عيد ،روزهائي از عمرمون رو با اين نام سپري كرديم. اما به راستي در اين روز چه قرباني را به پيشگاه خداوند عرضه كرديم. حب مال ،مقام ،زن و فرزند و دوستان خوبه ،اما حاضريم مانند ابراهيم خليل ا... براي رضاي خداوند از جان فرزندمان بگذريم. حاجيان در اين روز براي نشان دادن محبت خود قسمت ناچيزي از مال خود را در در شكل گوسفندي قرباني مي كنند. اين يك تمرين است كه در امتحان هاي بزرگتر براحتي بتوانيم از مال و جاه براي خداوند بگذريم. آيا سعي كرده ايم در اين روز نفس اماره خود را به عنوان قرباني به پيشگاه خداوند عرضه كنيم. بارها در نزد خود انديشيده ام مگر تقوا چه چيز مي تواند باشد.؟جز اين نيست كه در ظرف دلت حب مال و مقام و زن و فرزند و دوست را همراه حب ذات اقدس الهي ،داشته باشي اما با يك تفاوت ، و آن اينكه مرتبه حب ذات الهي را چند درجه بالاتر قرار دهي ،تا هر زمان كه امتحاني پيش آمد بتواني براحتي براي حفظ مرتبه و جايگاه خداوند در دلت از ديگر دوست داشتني ها بگذري ... در اين ايام كساني كه سالها در انتظار بوده اند خود را به كعبه رسانده و نجواهاي خود را با خداوند در ميان مي گذارند . از زمان دانشجوئي خيلي دلم مي خواست آنجا باشم .فرصتش پيش آمد ولي قسمت ما نبود .امسال تصميم جدي گرفتم حتما برا رفتن به سوريه و عمره ثبت نام كنم ، اما شنيدن چند كلمه ... باعث شد چند وقتي برا رسيدن به آرزوم صبر كنم. عمره رو گذاشتم اما مي خوام كه سال تحويل رو حتما حرم حضرت زينب باشم. تا خدا چه خواهد... موقع دعا من رو از ياد نبريد
|
||
|
|
|
|
|
اولین سال شروع به کار وبلاگ هم فرا رسید. سال 83 با شروع فصل زمستان ،پس از گذرندان ایامی که در دلتنگی و اضطراب گذشت تحولی جدید در زندگیم بوجود آمد که سرآغاز نگرشی دیگر برای ادامه حیات بود .در آن دوران بیشترین ارتباطم با دوستانم در دنیای مجازی بود .پس از آن بود که برای بیان ذهنیات و دل مشغولی هایم در گذر ایام دست به دامان دنیای سایبر شدم .دلم می خواست آنچه را که از زاویه ای دیگر می ببینم با دیگران به اشتراک بگذارم و قضاوتهای دیگران را نیز دریابم. درباره آنچه که به آن می اندیشدم استوار ماندم ولی در بیان آن برای دیگران نتوانستم موفق باشم . برای آنکه خود را از افکار مزاحم آزاد سازم خودم را با کار مشغول ساختم ولی آنفدر درگیر کار شدم که دیگر مجالی برای نوشتن نماند و زمانی که فرصتی برای نوشتن فراهم می شد تنوع نگرشها مانع از انتخاب بهترین و کوتاهترین نوشته که مناسب حال وبلاگ و دوستان عزیز باشد می گردید. چند وقتی است که نیازهای فکری جدیدی برایم پدید آمده که بیان آن در وبلاگ میسر نمی باشد و گهگاهی بنا بر ضرورت اشاره ای گذرا بر آن دارم تا توانسته باشم آنچه را که نمی توانم با زبان ظاهر با خلائق در میان بگذارم از طریق دل نوشته ها یم در وبلاگ بیان کنم تا شاید تسکینی بر آلام دلم باشد. سابق بر این در افکار و تصمیماتم برای عقل ظاهری جایگاه ویژه ای اختصاص داده بودم و معیار تمام و کمال برایم منطق صفر و یک بود . اما با ناملایماتی که در این چند ماه اخیر از خلائق دیدم ،پی بردم که آدمی نمی تواند در همه کارها بر این معیار تکیه داشته باشد و نیاز به مکملی هست ،موردی که بتوان با آن کاستیهای عقل را در حل مشکلات برطرف نمود و دردها را با وی در میان گذاشت. برای آن جز احساس نیافتم ،چیزی که وجود آن را در کنارم احساس می کردم ولی به قدرت آن پی نبرده بودم .اکنون تاثیر و معجزه کلماتی مانند غم ،هجران و عشق را به اندازه یک قطره از دریا می یابم . کلماتی که حافظ ،سنائی و مولوی و دنباله روندگان آنان به معنای حقیقی آن پی برده و با نیروی شگرف آن بر اهل منطق و کلام قبل و هم عصران خود فائق آمدند و باب تازه ای را در مسیر کمال به سوی حق باز نمودند .راه های که دیگر هر کسی را یارای قدم نهادن در آنرا نداشت... دیگر برای رهائی از ناملایمات دنبال باید ها و نبایدهای دیگران نیستم ،دیگر خود را در حصار گفته های دیگران محصور نمی سازم ... جمعه ای دیگر گذشت منتظر و چشم براه مانده ام و برایم سخت و ناگوار است که هر روز خلائق را ببینم ولی با چشمان ظاهرم نتوانم بهترینم را ببینم ،به ناچار به چشم دل امید بسته ام ... برای بهترین دنیائیم که او را مدعی می نامم فقط همین را می نگارم: مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما غـافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما
در مورد آینده و ادامه نوشتن وبلاگ نیز متحیریم ،مانده ام که بدانم مهربان برایم چه تقدیری را نگاشته است خود نیز تلاشم را خواهم نمود تا به آنچه که با عقل و احساسم آنرا نیکو پنداشته ام برسم . برای ادامه راه نیازمند همفکری شما دوستان عزیز می باشم.
|
||