|
|
|
|
|
خدا، خدا دیگه خسته شدم از بس که دورنگی دیدم دیگه حرف کی رو میشه باور داشت دیگه به کی میشه اعتماد داشت
|
||
|
|
|
|
|
غروب جمعه است ،نم نم بارون بعد از مدتها همه جا رو شسته ،پای سیستم نشستم و دارم رو یک پروژه برای شرکت کار می کنم ،ولی دست و دلم به کار نمی ره ،باز هم همون احساسهای عجیب به سراغم آمده ،بلند شدم و بارش بارون رو از کنار پنجره به نظاره نشستم ،نور سبز چراغ گلدسته های مسجد زیر بارون یه جورای دیگه بود ،قطرات بارونی که از جلو نور پائین می آمدند درخشش دیگه ای داشتند ،همه سبز ،ولی نمیدونم چرا زود رنگ می باختند! در این فکرها بودم که مرا دعوت به سوی خیر نمودند ، اجابت نمودم ،به قدر وسعم بهره بردم . دوباره شروع کردم به کار کردن رو پروژه ،یه ساعتی تو نخ سیستم بودم که صدای بارش باران شدت بیشتری پیدا کرد ،اینبار دیگه طاقت نیاوردم و رفتم داخل حیاط ،زیر سایه بون خونه ایستادم و به صدای بارش بارون گوش می دادم ،هر چند وقت یک بار هم نور و صدای رعد و برق جلوه دیگری به این هنرنمائی خداواند می داد ،یه کمی از شدت بارش کم شد ،تصمیم گرفتم سرکی به داخل کوچه بکشم ،عابری پیچیده در لباسی گرم و چتری باز در دستان او از کوچه می گذشت ،صدای قدمهای تند او همانند صدای طبل در سمفونی نظم محیط را بر هم می زد. کودکی همراه او در حالی که گاه گاهی به آسمان نگاه می کرد و اشکهای آسمان صورتش را نوازش می دادند پشت سر او در حرکت بود اما صدای قدمهای او ریتمی منظم داشت که طنینی آرام بخش در فضا پراکنده می کرد.آنسوتر برگهای خیس از باران درخت همسایه ،با وزش باد همانند موج دریا جابجا می شدند ،کمی دورتر زوج جوانی خنده زنان در حالی که نفس آنها در هوای سرد شبنم می زد سوار بر قطار امید از زیر چراغ برق می گذشتند ،در اکثر عابرین یه وجه تشابه می شد دید ،همه گریزان از قطرات باران !
به این فکر فرو رفتم که چرا بزرگترها از بارون گریزانند ؟ولی کودکان بارون رو با تمام زیبائیهاش در آغوش می گیرند؟ مردم می گن بارون رو دوست داریم .ولی وقتی که بارون میاد با چتر میرن به استقبالش. مردم می گن گلها رو دوست داریم .ولی برای عزیزشون به جای کاشتن گل ،یه غنچه رو از شاخه می چینند. مردم می گن پرنده ها رو دوست داریم .ولی برا نفس خودشون صدای آنها رو تو قفس خاموش می کنند. مردم می گن خدا رو دوست داریم .ولی به عهدهاشون وفا نمی کنند. ... حالا چطور وقتی که یکی به من گفت دوست دارم ،باور کنم که واقعا منو دوست داره؟ به خودم که آمدم غرق در نوازش باران بودم ، به خودم قول دادم که دیگه تا وقتی ته دلم از محبت کسی پر نشده بهش نگم دوست دارم. دیگه هیچ وقت یه چیز رو برا خودم نخوام ،بلکه آن رو به خاطر خودش بخوام. دیگه هیچ وقت... دیگه عهد هام رو با خدا فراموش نکنم.... |
||
|
|
|
|
واسه آن گنبد زرين ،پشت کو هاي خراسان واسه آن صحن مطهر تو ،غروب کنار ا يوان واسه آن هواي تازه ،که پر از عطر گلاب اگه دستم به ضريح برسه واسم يه خوابه واسه سنگفرشهاي ايوان که برام خواب و خياله دل من تنگه ميدوني ،تو که ماه آسموني چقدر آرزو دارم لب حوض حياتت وضو بگيرم تا که از تربت پاکت مثل ياسها بو بگيرم واسه آن لحظه که آدم مي رسه به بي نهايت واسه آن کفشها که مردم روي پله ها در ميارند واسه دستهاي نيازي که به سوي تو درازه دل من تنگه مي دوني تو که ماه آسموني تو صدام کن زائر کوي تو باشم تو صدام کن تا خاک درگهت ببوسم من يه قاصد ،يه خطاکار اما تو بزرگوار مي دونم که هيچ نيازي به زيارتم نداري اما من غرق نيازم دل من تنگه ميدوني تو که ماه آسموني ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ شعر از وبلاگ دوست عزیز مهدی یار قضائی |
||
|
|
|
|
|
یادش بخیر اردوی دانشجوئی رفته بودیم پابوس امام رضا (ع) ،یکی از شبها محفل شب شعر راه انداختیم . تو آن محفل من این غزل رو از علامه حسن زاده آملی خوندم:
مائیم و رخ یار دل آرام و دگر هیچ ماراست همین حاصل ایام و دگر هیچ ای زاهد بیچاره که داری هوس حور ای وای تو و آن هوس خام و دگر هیچ خواهی زنی گام به امید وصالش باید گذری اول از کام و دگر هیچ از خدمت نفست ببر ایدوست که این دون گرگی است که هرگز نشود رام و دگر هیچ یارب چه توان گفت ،مر این مرده دلانرا کاینها که شما راست، بود دام و دگر هیچ خواهی گذرد ،صلایت تو از مشرق و مغرب می باش یکی بنده گمنام و دگر هیچ از پرتو جام و رخ ساقی به سحرها نجم است فروزان به بر و بام و دگر هیچ ***************************************** چند ماهی هست که خودم رو به خدا خیلی نزدیک می بینم ،حال و هوای خاصی دارم .دیگه از دلهره و دلشورها خبری نیست .با وجود اینکه به ظاهر گرفتار کار و افکار مختلف زندگی هستم ،اما از همیشه شادترم یه آرامش خاصی بهم دست داده آرامشی شبیح موقعی که به زیارت عتبات رفته بودم .حس می کنم به آن چیزائی که می خوام می رسم ،برا همین ناراحت هیچی نیستم. خدا ممنونم . امام زمان ممنونم. از همتون ممنونم. |
||