|
|
|
|
|
با سلام.
اول هر چیز فرار رسیدن ایام فاطمیه ایام حزن و اندوه فرزندان زهرا (ص) و بالاخص امام زمان (عج) را به همه شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم. دیروز ۱۷/۵ رفتم حرم امام خمینی (ره) و بعد از آن هم شاه عبدالعظیم . نایب الزیاره همه دوستان بودم. تو حرم امام یه اتفاق جالب برام افتاد. بعد از زیارت پائین تر از قبر آیت ا... بروجردی نشسته بودم و در عالم دیگه. بعد از چند دقیقه دو نفر آمدند و جلو من نشستند. و متحیرانه اطراف و رو نگاه می کردند . احساس به من می گفت اینها ایرانی نیستند. چشم سبز و خیلی هم خوشگل. سرم تو لاک خودم بود تا اینکه یه نفر آدم میانسال آمد و بین من و آنها نشست. و شروع کرد فارسی گفتن با آنها، آنها که چیزی حالیشون نمی شد به علامت تائید حی سر تکون می دادند. از بین حرفهائی که می زدند شنیدم که می گفتند از استرالیا آمدند. مرد میانسال با ایما و اشاره از آنها خواست که با هم برن و نهار بخورند. و آن دو مرد خارجی هم نمی دونم فهمیدن یا نه ولی با تعجب نگاه می کردند. خلاصه آن مرد میانسال بلند شد و رفت. و من هم بدون اجازه وارد دنیای آنها شدم و برای جلوگیری از بوجود آمدن سوء تفاهم درباره حرفهای آن مرد بهشون گفتم که آن فرد گفته " میل دارید با هم چیزی بخوریم " من این جمله رو از روی سی زبان نصرت یاد گرفته بودم. و آن دونفر وقتی منظور آن فرد رو فهمیدن خیلی خوشحال شدند. سر صحبتمون باز شد. میگفتن که تا حالا سه بار آمدن ایران و جهانگرد هستند. کشورهای ترکیه ، ایران، پاکستان، هند و خیلی جاهای دیگه. خیلی از شهرهای ایران که رفته بودند رو نام بردند از جمله کرمانشاه، سنندج و شهرهای مرکزی ایران. از یکی از آنها که خیلی جوان نشون می داد(۲۰ تا ۲۵ سال) پرسیدم . دانشجو هستی یا درستون تموم شده. بعد از کلی انگلیسی گفتن آن فهمیدم که تو یه شرکت کار می کنه. آنها شروع کردن سوال کردن از من. فرد دوم که سنی در حدود ۴۰ سال داشت اما جوانتر نشون می داد و عین صوفی های ایرانی خودمون لباس پوشیده بود سر تا پا سفید و خیلی ساده ... با اشاره و صحبت کردن به من فهموند چرا مردم پیشانی خودشون رو، رو ضریح امام خمینی گذاشتن و کلا این حال آنا یعنی چه؟ من واقعا جا خوردم از این سوال آن و هر چی انگلیسی بلد بودم تو ذهنم پاک شد. فقط تونستم همین رو بگم که اینها با این حرکت می خوان خاطرات خوش گذشته رو از امام خمینی به یاد می آورند و برای شادی روح آن فاتحه می خوانند . پرسید فاتحه چی هست و من آیه های اول و دوم حمد و سوره رو برای آنها خوندم. بقیه مطلب رو بعدا می نویسم. با عرض پوزش امروز وقت شد که بتونم بقیه مطلب رو کامل کنم. من تو ذهنم فکر می کردم که شاید آنها مسلمان باشند . برا همین از آنها پرسیدم که مسلمان هستند یا نه که آنها گفتند . مسیحی هستند . پرسیدم کاتولیک هستند یا پروتستان. گفتند که کاتولیک. من بهشون گفتن که حضرت مسیح برای من خیلی عزیز هست و دوستش دارم. که در این میان آنی که هم تقریبا هم سن خودم بود شروع کرد به صحبت کردن و من از صحبت هاش فقط همین رو فهمیدم که داره می گه بین آدمها هیچ فرقی وجود نداره و همه آنها یه چیز مشترک دارند و آن پرستش خداوند یگانه هست و این می تونه یک نقطه مشترک برای دوستی آدمها تو دنیا با هر مذهب و عقیده ای باشه. من از حرف های آن خیلی خوشم آمد. فرد دومی هم در بین صحبتهای ما حرفهای آن رو تائید می کرد. فرد بزرگتر از قبری که در کنار قبر حضرت امام بود سوال کرد که کی هست و من گفتم که آن بچه امام خمینی هست. و اسم آن احمد هست. در مورد قبر آیت ا... بروجردی پرسید که فقط تونستم بگم آن یکی از مردان خدا بود. یه چیز دیگه هم که توجه آنها رو خیلی جلب کرده بود. بچه های کوچکی بودند که در کنار پدراشون داشتند با مهر نماز آنها بازی می کردند و سعی داشتند که مهر از پدرشون بگیرند و خودشون نماز بخونند. این حرکت بچه های چند ماهه و چند ساله خیلی آنها رو تحت تاثیر گذاشته بود و هی به هم می گفتند که" ببین آن بچه کوچیک داره نماز می خونه"... تا نزدیکهای ساعت ۱۲.۵ آنها تو حرم بودند و بعدش تصمیم گرفتند برن و در آخر دو سه کلمه فارسی گفتند . که خداحافظ . خوشحال شدم. حالا چر ا این ماجرا رو براتون تو وبلاگ نوشتم: به ماها می گن "شیعه ۱۲ امام" اما واقعا چقدر از حرفها و معارف آنها رو عمل کردیم. یا چقدر در مورد آنها اطلاع داریم و می تونیم از عقیده خودمون رو بیان و در صورت نیاز از آن دفاع کنیم. آدمهائی که ما با آنها در این زمینه امکان دارد صحبت کنیم از هر رنگ و نژادی ممکن است باشند. من برام چندین باز این برخوردها اتفاق افتاده. چه تو اینترنت و چه در مسافرتهائی که داشته ام که داخل و چه خارج از کشور. اما همیشه یک مانع مهم وجود داشته و آن زبان مشترکی بین من و آنها بوده. به قول ما بر و بچ "رایانه" یه پروتکل مشترک مثل http وجود نداره. یه شب یه سخنرانی از آقای الهی قمشه ای گوش می دادم که می گفت بر هر دانشجو و تحصیل کرده ایرانی لازم است که سه زبان رو یاد بگیره. اول زبان فارسی که زبان فرهنگ و ادب آن هست. دوم زبان عربی که زبان دین آن هست و سوم یکی از زبانهای خارجی که بیشتر رایج است مانند انگلیسی یا فرانسوی. چونكه زبانهاي خارجي همانند زبان انگليسي و فرانسوي به عنوان يك زبان مشترك در دنيا پذيرفته شده است و انسانها در جوامع مختلف براي ابراز عقايد و يا دفاع از آن ناچار به داشتن يك زبان مشترك هستند. اما ما همیشه از موارد بی بهره هستیم. چرا؟ بعضي ها متاسفانه در جامعه ياد گيري زبان انگليسي را همراه فرهنگ آن مي خواهند. اما به نظر من اينطور نيست. با توجه به فرهنگ غني ما ايرانيان و گذشته و حال پرافتخار از زبانهاي خارجي بايد بيشتر به عنوان يك پروتكل مشترك براي بيان مسائل علمي و فكري استفاده شود.
|
||