|
|
سفری به دیار یادها |
|
|
سلام : طبق عادت مرسوم عید نوروز رو به همه شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم و براتون آرزوی موفقیت و شادکامی دارم.
امسال برای من عید و نوروز تنها شکفتن بهار طبیعت نبود. امسال تولدی دوباره یافتم آن هم بنیادین ، عهدهای زیبا با جنسی از نور الهی و لطافتی از مهربانی و صفای جمعی صمیمی از دوستان در دیار روزهای حماسه و اخلاص... امسال لحظه سال تحویل رو در شلمچه بودم و با حضور یارانی همیشگی (شهدا)برای دوستان عزیزم دست به دعا برداشتم. خاطرات و شکوه هایم بماند برای پست های بعدی |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 3:49 PM توسط یوسف |
|
||
|
|
|
|
|
گم شده ام ،خدايا پيدايم كن
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 7:28 PM توسط یوسف |
|
||
|
|
|
|
|
هم سن خانم رقیه (ص) است ،اول صبح كه از سفر برگشته بودم ، آمد كنارم و با شوق گفت :ببين دايي لباس امام حسين پوشيدم ،ديگه حرفهاي خوب مي زنم ،كارهاي بد نمي كنم ،...
خاك بر سر من ... |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 7:22 PM توسط یوسف |
|
||
|
|
|
|
|
هنوز ،صدای تپشهای قبلم ،پروانه ها را از من دور مي كند... |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:30 AM توسط یوسف |
|
||
|
|
بازی حافظ با دل م ن |
|
|
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست ** منت خاک درت بر بصری نیست که نیست ناظر روی تو صاحب نظرانند آری ** سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب ** خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی ** سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست تا دم از شام سر زلف تو هر جا زنند ** با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست من از این طالع شوریده برنجم ور نی ** بهرمند از سر کویت دگری نیست که نیست از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش ** غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ** ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست شیر در بادیه عشق تو روباه شود ** آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست آب چشمم که بر او منت خاک در توست ** زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست از وجودم قدری نام نشان هست که هست ** ور نه از ضعف در آنجا اثری نیست که نیست غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است در سراپای وجودت هنری نیست که نیست |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 8:10 PM توسط یوسف |
|
||
|
|
در بند |
|
|
وقتی در بند ستاره ام، ماه به چه کارم آید!
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8:26 AM توسط یوسف |
|
||
|
|
مصحف فاطمه (س) |
|
|
1: مصحف فاطمه چيست؟ 2: چه محتوايى دارد؟ 3: مگر ممكن است جبرئيل بر غير پيامبر نازل شود؟ 4: اين مصحف اكنون كجا است؟ چيستى مصحف كلمه مُصْحَف (با هر سه حركت ميم) اكنون بيشتر به معناى «قرآن» به كار مىرود؛ اما در لغت به معناى مجموعه برگههايى است كه ميان دو جلد جمع آورى شده است و امروزه «كتاب» خوانده مىشود.1 بنابراين، منظور از «مصحف فاطمة(س)، كتاب فاطمه(س) است كه در بعضى از روايات اهل سنت نيز به آن اشاره شده است. راويانى چون «ابى بن كعب» وجود كتابى نزد آن حضرت(س) را تأييد كردهاند.2 بدين ترتيب سخن كسانى مانند «ايجى» در مواقف و «جرجانى» در شرح مواقف و ابو زهره در كتاب «امام صادق(ع)» كه مدعى شدهاند، شيعه به قرآنى منسوب به فاطمه(س) كه غير از قرآن رايج ميان مسلمانان است، اعتقاد دارد، نادرست است و در عدم رجوع به روايات شيعه و نيز عدم دقت در معناى مصحف ريشه دارد.3 مصحف فاطمه و محتواى آن درباره ماهيت اين مصحف در منابع شيعى روايات فراوان يافت مىشود. در اين احاديث محتوا حجم، زمان نگارش كيفيت نگارش مصحف بيان شده است. البته در نگاه ابتدايى اختلافاتى ميان اين روايات مشاهده شود؛ اما با كمى دقت توجيه مىگردد.4 بعضى از روايات مطالب آن را غير از مطالب قرآن دانستهاند.5 بر اساس شمارى از احاديث در اين كتاب مطالبى چون وصيت حضرت فاطمه(س)6 مصيبتهاى فرزندان آن حضرت(س) در طول زمان7 ، پيشگويى حوادث آينده8 و تمام پادشاهانى كه بر زمين حكم خواهند راند9 ، نوشته شده است. دستهاى از روايات نيز از اشتمال اين مصحف بر تمام احكام حلال و حرام حتى حكم عملى كه موجب نصف شلاق مىشود10، سخن به ميان آوردهاند.11 بر اساس بعضى از احاديث، امام صادق(ع) حوادث تاريخى اى چون ظهور زنديقان را پيشگويى كرده و گفتارش را به مصحف حضرت زهرا(س) مستند دانسته است.12 اين روايات با هم ناسازگار نيستند؛ زيرا ممكن است همه مطالب ياد شده در آن مصحف وجود داشته باشد و هر روايت بخشى از محتواى آن را بيان كرده است. بعضى از معصومان حجم مصحف را سه برابر قرآن شمردهاند.13 زمان و كيفيت نگارش مهمترين مطلب درباره اين مصحف، زمان و كيفيت نگارش آن است كه مسأله ارتباط حضرت زهرا(س) با جبرئيل و ديگر فرشتگان الاهى در همين جا مطرح مىگردد. در چند روايت، كيفيت نگارش آن بدين صورت مطرح شده است: پيامبراكرم(ص) مطالب را املا مىكرد و حضرت على(ع) مىنوشت.14پس درباره سبب علت انتساب مصحف به حضرت فاطمه(س) مىتوان گفت، آن كتاب نزد حضرت زهرا(س) نگهدارى مىشد يا آن حضرت واسطه رسيدن بعضى از مطالب به دست حضرت على(ع) بوده است. برخى از روايات نيز مصحف را رهاورد املا و وحى مستقيم خداوند بر حضرت زهرا(س) دانستهاند.15 بر اساس روايات ديگر، بعد از وفات پيامبر اكرم(ص) خداوند فرشتهاى را نزد حضرت زهرا(س) مىفرستاد تا در غم پدر دلدارى اش دهد، وى را از مكان و جايگاه رسول خدا در بهشت آگاه سازد و با او درباره مطالب مختلف به گفتوگو بنشيند. حضرت فاطمه(س) سخنان آن فرشته را به حضرت على(ع) منتقل كرد و آن حضرت(ع) آنها را به نگارش در آورد.16 روايتى اين فرشته را جبرئيل(ع) معرفى كرده است.17 ميان اين احاديث نيز ناسازگارى وجود ندارد؛ زيرا مىتوان گفت خداوند به وسيله فرشتهاى از فرشتگان خود به نام جبرئيل(س) با آن حضرت(س) سخن گفته است.18 به نظر مىرسد در توجيه اين ناسازگارى بايد گفت، فاطمه زهرا(س) يك مصحف داشت. بخشى از اين كتاب را به مطالب دريافتى از پدرش اختصاص داده بود و بخشى ديگر را به مطالب جبرئيل(س). امكان نزول جبرئيل بر فاطمه(س) اشكال ديگر روايات دسته اخير، قطع وحى پس از رسول اكرم(ص) است؛ به عبارت ديگر، ما مسلمانان معتقديم پيامبر اكرم(ص) خاتم انبيا بوده، بعد از وفات آن حضرت(ص) ارتباط ميان زمين و آسمان قطع و وحى منقطع گشته است. بنابراين، چگونه فرشته بر حضرت زهرا(س) نازل مىشد و با آن بزرگوار گفت و گو مىكرد. در پاسخ بدين اشكال بايد گفت، طبق آيات قرآنى، نزول فرشته الاهى و ارتباط خداوند با غير پيامبران از طريق فرشتگان و وحى امكانپذير است؛ چنان كه آيات بسيار از ارتباط فرشته با حضرت مريم(س) سخن مىگويد19 و خداوند ارتباط خود با مادر حضرت موسى(ع) را وحى مىخواند.20 و وقتى امكان اين ارتباط با زنانى چون مادر موسى(ع) و حضرت مريم(س) پذيرفته شد، امكان و وقوع آن درباره حضرت فاطمه زهرا(س) كه از سوى پيامبر اكرم(ص) سرور همه زنان در همه زمانها معرفى شده، به طريق اولى پذيرفتنى مىنمايد. منظور از انقطاع وحى و قطع ارتباط زمين و آسمان بعد از پيامبراكرم(ص) قطع ارتباط ميان خداوند و فردى به عنوان پيامبر و مأمور ابلاغ است نه عدم امكان ارتباط زمينيان با خداوند و فرشتگان. بر اساس روايات شيعه، نوعى ارتباط ميان امامان معصوم(ع) و خداوند وجود دارد.21 در روايات اهل سنت نيز بعضى از افراد «مُحَدَّث» معرفى شدهاند. «محدّث» يعنى كسى كه با فرشتگان الاهى نوعى ارتباط دارد و از آنها حديث دريافت مىكند.22 مصحف نزد چه كسى است؟ روايات شيعه نشان مىدهد اين مصحف در زمانهاى مختلف نزد امامان معصوم - عليهم السلام - بوده، از امامى به امام ديگر رسيده و جز آن بزرگان كسى بدان دسترسى نداشته است. بر اساس اين روايات، امامان با استفاده از آن حوادثى را پيشگويى و احكامى را بيان كردهاند.23 تذكر كتابهايى كه اخيراً با عنوان «صحيفة الزهرا عليها السلام» منتشر شده،24 با «مصحف فاطمة(س)» تفاوت دارد؛ زيرا در اين كتابها عمدتاً دعاهاى منسوب به آن حضرت(س) به چشم مىخورد نه آنچه روايات درباره مصحف فاطمه گفتهاند. پي نوشت: 1. تدوين السنة الشريفه، سيد محمدرضا حسينى جلالى، ص 76. 2. صحيفة الزهرا(س)، اسعد عبود، ص 58 - 56. 3. سيرة الائمة الاثنى عشر، سيد هاشم معروف الحسنى، ج 1، ص 98 و 99. 4. بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج 26، ص 48 - 38. 5. همان، ص 38 و 39. 6. همان، ص 43. 7. همان، ص 41. 8. همان، ص 44. 9. تدوين السنة الشريفه، ص 77. 10. بحارالانوار، ص 37. 11. همان. 12. همان، ص 44. 13. همان، ص 39. 14. همان، ص 41 و 42 و 49. 15. همان، ص 39. 16. همان، ص 44 و 48. 17. همان، ص 42. 18. البته ميان اين روايات و روايتهايى كه مصحف را املاى رسول خدا(ص) مىداند، نوعى ناسازگارى مشاهده مىشود. آن روايات زمان نگارش مصحف را دوران حيات پيامبر اكرم(ص) مىداند و اين روايات بعد از وفات آن حضرت. براى رفع اين ناسازگارى، راههاى گوناگون ارائه شده است: 1. منظور از رسول خدا در روايات دسته اول فرستاده خدا است نه پيامبر اكرم(ص). بنابراين، مىتوان بر فرشتهاى از فرشتگان الاهى نيز منطبق شود. (اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج 1، ص 311.( برخى از دانشمندان در نقد اين سخن گفتهاند: اين توجيه نيكو مىنمايد؛ اما با موارد استعمال «رسول الله ناسازگار است؛ زيرا «رسول الله» در متون اسلامى معمولاً به معناى پيامبر خدابه كار مىرود نه مطلق فرستاده خدا. (همان) 2. مىتوان گفت حضرت فاطمه زهرا(س) دو مصحف داشت. يكى از آنها رهاورد املاى رسول خدا(ص) بود و ديگرى نتيجه سخنان جبرئيل(س) با آن بانوى بزرگوار.(همان، ص 314( اشكال اين توجيه آن است كه روايات از يك مصحف سخن گفتهاند نه دو مصحف. 19. آل عمران42 :)3 و 43 و 45. 20. قصص7 :)28. 21. بحارالانوار، ج 26، ص 66 و 97. 22. اعيان الشيعه، ج 1، ص 314 و 315. 23. بحارالانوار، ص 48 - 38. 24. مانند صحيفة الزهراس)، تأليف اسعد عبود و صحيفة الزهرا(س) تأليف جواد قيومى اصفهانى. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 1:33 PM توسط یوسف |
|
||
|
|
مرثیه ای برای سرآغاز بیست و هفتمین سال سفر در نشئه جسمانیم |
|
|
و امروز برای لحظه های زندگیم افسوس خوردم .لحظه هائی که زود در غفلت گذشتند ،لحظه های که در آنها خبری بود و من بی خبر ،لحظه هائی که باید می بودم و من نبودم ،لحظه هایی را که نه بدنبال دنیا می بودم و نه آخرت و فقط او را می باید می خواستم کجا رفتند ؟...
و اما : خدایا هرکه را عشق نیست ارزشش چیست؟ یافته ام که برای رسیدن به تو ،می تواند یاد و نام مخلوقی ، مرا به کنار سکوی اوج برساند ،مرا با یاد دو کلثوم حیران خلقت خود کردی ،اولی بود که قدر مرا به او شناساندی و من بودم که قدر او را نشناختم ،دومی را من قدر دانستم و او مرا قدر نشناخت. اولی را هر کجا هست عزت بده و دومی را با هرکس و هر کجا هست شناخت و درکی بده که مبادا قدر او را نیز نداند... به هر چه آفریده ای عشق و مهر ورزیدمم ،زیرا برای این دنیا زشت و زیبائی نمی شناسم ،و این دیده کوته بین من است که بدنبال زشت و زیبا است... نمی دانم چه آهی دست مرا از دامان رحمتت کوتاه کرد که چنین غم و پریشانی مرا در گرداب خود فرو برد ... و نمی دانم دیگر چه آهی در من اثر کرد که بایستی هر صبح رخسار مدعی را ببینم که با دیدن او داغی دیگر بر جگر خون خوردام افزون می شود... رها کن ای مدعی دگر آتش بس است رها کن ای مدعی دگر طنازی بس است رها کن ای مدعی،ادا را تنها در انتظار رزق عشقی دگر است دور شو ای مدعی از دیده تنها تنها در دیده سیه چشمی دگر است اما با دلم چه کنم : رها کن ای دل دگر آه و ناله بس است رها کن ای دل دگر سوگواری بس است رها کن ای دل دگر خماری بس است رها کن ای دل دگر خواب بس است رها کن ای دل نمی بینی سوز عاشقان را دگر اثر نیست رها کن ای دل نمی بینی زخم عاشقان را دگر مرحم نیست رها کن ای دل دگر عشق ورزی با او بس است مهربانا ،منتظر رزق توام... |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 9:46 PM توسط یوسف |
|
||
|
|
انتخاب ،توصيه تا ديكته؟ |
|
|
در دانشگاه ،اداره باشگاه ،مسجد ... همه جا سخنان مشابهي مي شنوي ،بحث از انتخاب هست ،عده اي از سرنوشت مملكت و مسئولين سخن مي گويند ، عده اي از تحريم و گران شدن مواد غذائي بالاخص گوجه فرنگي با كيلويي 2000 تا 3500 و حالا كه به 1000 تومن رسيده ، عده اي از تورم و سختي زندگي ،عده اي از ياس در زندگي و ناميدي از آينده... ، و همگي هم در اين مورد اتفاق نظر دارند ،در اين ميان افرادي زيرك هستند كه از اين مباحث استفاده كرده و از توانائي هاي افرادي سخن مي گويند و از كمال و جمال آنها ، مردم داري و سكانهايي مملكتي كه در دست داشته اند سخنها مي گويند. اينجاست كه بحث هيجان انگيز مي شود و مي بيني كه يكي از اين ميان شروع به تعريف و تمجيد از فرد ديگري مي كند... و بحث بالا مي گيرد فرد ديگري مي گويد اي بابا چه دل خوشي دارين ... اينها همش سركار گذاشتن مردمه ،كي به فكر مردمه ... |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:7 PM توسط یوسف |
|
||
|
|
موضوع انشاء :می خواهید در آینده چکاره شوید؟ |
|
|
بنام خدا
من می خواهم وقتی سیکلم را گرفتم به دبیرستان بروم. و در آنجا رشته ریاضی و فیزیک بروم. من می خواهم وقتی دیپلم را گرفتم به پیش دانشگاهی بروم . من می خواهم وقتی پیش دانشگاهی را تمام کردم امتحان دانشگاه بدهم .وکاردانی ام را بگیرم. من می خواهم وقتی کاردانی را گرفتم .در امتحان کارشناسی ناپیوسته شرکت کنم. من می خواهم وقتی لیسانسم را گرفتم کارشناسی ارشد امتحان بدهم. من می خواهم وقتی کارشناسی ارشد را گرفتم دکترایم را بگیرم. من وقتی دکترایم را گرفتم .می خواهم در امتحان پایه یک رانندگی شرکت کنم. تا بتوانم راننده اتوبوس بشوم و به هموطنانم خدمت کنم.و بتوانم برای ازدواج پول جمع کنم. همسایه ما خودش وقتی درسش در دانشگاه تمام شد بعد از دو سال راننده اتوبوس شده است. راننده اتوبوس شدن شغل خیلی خوبی است.راننده اتوبوس شغل با کلاسی است .همچنین درآمد خوبی دارد و می دانی که همیشه کار برایت هست .و همچنین می توانی مجانی به همه جا سفر کنی و دیگر نگران خرج سفر خود و خانواده ات نباشی... برگرفته از انشاء یک دانش آموز مقطع راهنمائی |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 11:42 PM توسط یوسف |
|
||
